پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

دل ندارد تاب صحبت های نامانوس را

ره مده در بزم رندان زاهد سالوس را

در حقیقت این خود آرایان گرفتار خودند

حسن خط و خال بس باشد قفس طاووس را

جوش شوخی معنی آزرم از یاد تو برد

مانده ای بر طاق نیسان شیشهٔ ناموس را

از صفای طینتم در تنگنای سینه، دل

سخت مانند است شمع خلوت فانوس را

گردد از فیض ندامت کامیاب نشأتین

هر که او دست دعا سازد کف افسوس را

از وصال او کسی جویا نگشته کامیاب

جز لب بامش که دارد رخصت پابوس را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸باز مستی کرده خون آشام چشمان ترا
  2. شمارهٔ ۱۳۹شب خیالم به خواب دید ترا
  3. شمارهٔ ۱۴۰آه از بیداد چرخ دون که گردید از جفا
  4. شمارهٔ ۱۴۱چشم وحدت بین چو بگشاییم ما همچون حباب
  5. شمارهٔ ۱۴۲شد از یاد گل رویی دلم حسرت نصیب امشب
  6. شمارهٔ ۱۴۳رشک آیدم به عشق خداداد عندلیب
  7. شمارهٔ ۱۴۴مجلس گل گشته رنگین از نوای عندلیب
  8. شمارهٔ ۱۴۵شب هجر است و دستم دشمن پیراهن است امشب
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.