پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

آتش به جان فکنده رخت آفتاب را

زلف تو کرده خون به جگر مشک ناب را

امروز چیزی از نسپاری به خویشتن

روز جزاکس از تو نخواهد حساب را

دایم ز درد نقص دل من بر آتش است

اینجاست سیخ از رگ خامی کباب را

مستوفی حساب شب و روزت ار شوی

دانی زمان طاعتت اوقاف خواب را

کیفیت بهار چو رند سیاه مست

دامن کشان به جلوه ای آرد سحاب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴بر نمی تابید شرم او حضور شمع را
  2. شمارهٔ ۱۳۵‏ چنان کز شهد و شکر نقل نوشین می‌شود پیدا
  3. شمارهٔ ۱۳۶دل ندارد تاب صحبت های نامانوس را
  4. شمارهٔ ۱۳۷نادیدن جمال تو مشکل بود مرا
  5. شمارهٔ ۱۳۸باز مستی کرده خون آشام چشمان ترا
  6. شمارهٔ ۱۳۹شب خیالم به خواب دید ترا
  7. شمارهٔ ۱۴۰آه از بیداد چرخ دون که گردید از جفا
  8. شمارهٔ ۱۴۱چشم وحدت بین چو بگشاییم ما همچون حباب
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.