پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا

چو شبنم باختم از یک نگه بود و نبود اینجا

نماز و سبحه و کبر و ریا ارزانی زاهد

بود بر خاک خجلت روی مالیدن سجود اینجا

کدامین عیب باشد هم ترازو خودستایی را

بود بر ساده لوحی رحم کو خود را ستود اینجا

چه پرسی حال دل کان غمزه هر کس را بزد تیغی

نخستین ضرب دست خویشتن را آزمود اینجا

چو گل تا کی سراپا خنده بودن ای ز خود غافل

فغانی هم چو بلبل می توان گاهی سرود اینجا

گشاد کار دل در بند خاموشی بود جویا

چه درها بر رخم از لب فروبستن گشود اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱نباشد مامنی چون پیکر ما عشق سرکش را
  2. شمارهٔ ۱۳۲آتش به جان فکنده رخت آفتاب را
  3. شمارهٔ ۱۳۳آب شد دریا ز شرم دیدهٔ گریان ما
  4. شمارهٔ ۱۳۴بر نمی تابید شرم او حضور شمع را
  5. شمارهٔ ۱۳۵‏ چنان کز شهد و شکر نقل نوشین می‌شود پیدا
  6. شمارهٔ ۱۳۶دل ندارد تاب صحبت های نامانوس را
  7. شمارهٔ ۱۳۷نادیدن جمال تو مشکل بود مرا
  8. شمارهٔ ۱۳۸باز مستی کرده خون آشام چشمان ترا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.