پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

با اشک تا ز دیده به رویم چکیده است

دل عندلیب گلشن رنگ پریده است

دور از خرام سرو تو ماتم سراست باغ

هر لاله بسملی است که در خون تپیده است

آن بیخودی که محرم بزم وصال اوست

بوی گل است یا نفس آرمیده است

در طالع کسی که بود داغ مهر او

چون صبح از نخست گریبان دریده است

در چشم آن که واله نیرنگ رنگ نیست

آز از شفق چو دامن در خون کشیده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹هر نالهٔ دل من آواز دلگشایی است
  2. شمارهٔ ۱۷۰نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت
  3. شمارهٔ ۱۷۱موسم جوش گل و نسترن است
  4. شمارهٔ ۱۷۲خط پشت لب میگون تو عنوان گل است
  5. شمارهٔ ۱۷۳گر بخرامد، نسیم خلد برین است
  6. شمارهٔ ۱۷۴از دور عشقباز ترا می توان شناخت
  7. شمارهٔ ۱۷۵بی زبانی روز محشر عذرخواه ما بس است
  8. شمارهٔ ۱۷۶آنکه میخانه ز انداز نگاهش طرح است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.