پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۱

موسم جوش گل و نسترن است

لاله تریاکی سیر چمن است

شوخ چشم است ز بس نرگس باغ

غنچه در پردهٔ صد پیرهن است

سوسن از قشقهٔ زرین در باغ

بت خنجر به کف برهمن است

غنچه سرمست می رنگ گل است

سنبل آشفتهٔ بوی سمن است

طوطی هند شکرافشانی است

بسکه جویای تو شیرین سخن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۳گر بخرامد، نسیم خلد برین است
  2. شمارهٔ ۱۷۴از دور عشقباز ترا می توان شناخت
  3. شمارهٔ ۱۷۵بی زبانی روز محشر عذرخواه ما بس است
  4. شمارهٔ ۱۷۶آنکه میخانه ز انداز نگاهش طرح است
  5. شمارهٔ ۱۷۷رفتن زخود به دشت جنون هادی من است
  6. شمارهٔ ۱۷۸آرامم از خط تو رمیدن گرفته است
  7. شمارهٔ ۱۷۹راه عشق است اینکه در هر گام صد جا آتش است
  8. شمارهٔ ۱۸۰دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.