پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست

چشم تری که محو تماشای بیخودیست

در محشر شهادتیان نگاه او

دشت جنون و دامن صحرای بیخودیست

بی رنگ باش تا سبک از خویشتن روی

رنگ پریده زینت سیمای بیخودیست

خود را مگر ز روزن آیینه دیده است

چشم تو مست ساغر صهبای بیخودیست

جویا اسیر فکر «اسیر» که گفته است:‏

‏«آهم گواه محضر دعوای بیخودیست»‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲لخت دل دور از تو امشب در گلوی غنچه است
  2. شمارهٔ ۱۸۳دل ز پهلوی تن خاکی است گر بیدار نیست
  3. شمارهٔ ۱۸۴عنوان:تیره باطنها پهلوی دل افسرده است
  4. شمارهٔ ۱۸۵جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل است
  5. شمارهٔ ۱۸۶چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوست
  6. شمارهٔ ۱۸۷بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت
  7. شمارهٔ ۱۸۸گل در چمن چو عارض او دلفریب نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۹از صفای خاطر ما هیچکس آگاه نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.