پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

راه عشق است اینکه در هر گام صد جا آتش است

گرم رفتاران این ره را ته پا آتش است

دیده ام آیینه دار صورت خوبی کیست؟

چون شرر تار نگاهم را گره با آتش است

از خرام یاد رخسار تو می سوزد دلم

همچو نخل شعله اندامت سراپا آتش است

ما سمندر طینتان غواص بحر خود شدیم

عشق گوهر دل صدف گردیده دریا آتش است

جای خونم نیست در تن بلکه لبریزم ز عشق

زندگی جویا چو شمع محفلم با آتش است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱سررشتهٔ امل همه ای دل به دست تست
  2. شمارهٔ ۱۸۲لخت دل دور از تو امشب در گلوی غنچه است
  3. شمارهٔ ۱۸۳دل ز پهلوی تن خاکی است گر بیدار نیست
  4. شمارهٔ ۱۸۴عنوان:تیره باطنها پهلوی دل افسرده است
  5. شمارهٔ ۱۸۵جان اسیر تست تا تیغت به خونم مایل است
  6. شمارهٔ ۱۸۶چون نیاساید دل از هجر بتان در زیر پوست
  7. شمارهٔ ۱۸۷بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت
  8. شمارهٔ ۱۸۸گل در چمن چو عارض او دلفریب نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.