پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۴

از دور عشقباز ترا می توان شناخت

دوا نخست هر که ترا دید رنگ باخت

هرگز نمیرد آنکه پی جستجوی اوست

آب حیات شد چو در این ره نفس گداخت

شرمنده شد زهمسری بهتر از خودی

تا شد مقابل رخت آئینه روی ساخت

دنبال کرده نفس به جایی نمی رسد

یکران همت آنکه در این راه تاخت باخت

از اهل خلق کس نگریزد که صحبتش

با نیک و بد ز فیض نوازش بود نواخت

سنگ نمک بود محک اهل روزگار

نامرد و مرد را به همین می توان شناخت

جویا چه فیضها که نبرد از جهاد نفس

هر کس سمند سعی در این رزمگاه تاخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۶آنکه میخانه ز انداز نگاهش طرح است
  2. شمارهٔ ۱۷۷رفتن زخود به دشت جنون هادی من است
  3. شمارهٔ ۱۷۸آرامم از خط تو رمیدن گرفته است
  4. شمارهٔ ۱۷۹راه عشق است اینکه در هر گام صد جا آتش است
  5. شمارهٔ ۱۸۰دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست
  6. شمارهٔ ۱۸۱سررشتهٔ امل همه ای دل به دست تست
  7. شمارهٔ ۱۸۲لخت دل دور از تو امشب در گلوی غنچه است
  8. شمارهٔ ۱۸۳دل ز پهلوی تن خاکی است گر بیدار نیست
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.