پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

بی زبانی روز محشر عذرخواه ما بس است

خامشی در شرمساریها گواه ما بس است

ما تنگ ظرفان به یاد باده مستی می کنیم

در بهاران سایهٔ تا کی پناه ما بس است

گرد راه نیستی شو تا به مقصد پی بری

در محبت، رفتن از خود خضر راه ما بس است

احتیاج شاهدی در دعوی عشق تو نیست

مهر داغی بر سر طومار آه ما بس است

در شب هجران او جویا ز یادش می رویم

اینقدر در عشق بازیها گناه ما بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷رفتن زخود به دشت جنون هادی من است
  2. شمارهٔ ۱۷۸آرامم از خط تو رمیدن گرفته است
  3. شمارهٔ ۱۷۹راه عشق است اینکه در هر گام صد جا آتش است
  4. شمارهٔ ۱۸۰دارم سری که سرخوش صهبای بیخودیست
  5. شمارهٔ ۱۸۱سررشتهٔ امل همه ای دل به دست تست
  6. شمارهٔ ۱۸۲لخت دل دور از تو امشب در گلوی غنچه است
  7. شمارهٔ ۱۸۳دل ز پهلوی تن خاکی است گر بیدار نیست
  8. شمارهٔ ۱۸۴عنوان:تیره باطنها پهلوی دل افسرده است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.