پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

نه همین رشک رخ و زلفش گل و سنبل گداخت

خاک پای باغ را تا ریشه های گل گداخت

از هوای گلستان صاف طراوت می چکد

یا ز شرم بوی زلفش نکهت سنبل گداخت؟

صد گلستان آرزو را آبیاری می کند

در خزان از بس ز هجر گل دل بلبل گداخت

همچو شبنم آب شد جویا گل از رشک رخش

نه همین سنبل به باغ از شرم آن کاکل گداخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲خط پشت لب میگون تو عنوان گل است
  2. شمارهٔ ۱۷۳گر بخرامد، نسیم خلد برین است
  3. شمارهٔ ۱۷۴از دور عشقباز ترا می توان شناخت
  4. شمارهٔ ۱۷۵بی زبانی روز محشر عذرخواه ما بس است
  5. شمارهٔ ۱۷۶آنکه میخانه ز انداز نگاهش طرح است
  6. شمارهٔ ۱۷۷رفتن زخود به دشت جنون هادی من است
  7. شمارهٔ ۱۷۸آرامم از خط تو رمیدن گرفته است
  8. شمارهٔ ۱۷۹راه عشق است اینکه در هر گام صد جا آتش است
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.