پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی

جویای تبریزی

غزلیات

۱,۰۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ نونهال من چو دید آیینه را
  2. شمارهٔ ۶۲ میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدا
  3. شمارهٔ ۶۳ زخلق خوش لقب بیگانه کردی باده نوشان را
  4. شمارهٔ ۶۴ غیر رسوایی چه حاصل از بیان ما به ما
  5. شمارهٔ ۶۵ فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مرا
  6. شمارهٔ ۶۶ تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را
  7. شمارهٔ ۶۷ نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را
  8. شمارهٔ ۶۸ می کنند احباب بی معنی مکدر سینه را
  9. شمارهٔ ۶۹ کاری نیاید از خرد ذوفنون ما
  10. شمارهٔ ۷۰ در سینه نیست دل به خدا ره نبرده را
  11. شمارهٔ ۷۱ صاف حسرت زغمت نشئه طراز است مرا
  12. شمارهٔ ۷۲ سوز دل در غم عشق تو گواه است مرا
  13. شمارهٔ ۷۳ نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا
  14. شمارهٔ ۷۴ بس که بگذارد زشرم آن مه جبین آیینه را
  15. شمارهٔ ۷۵ کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
  16. شمارهٔ ۷۶ بی او به دیده گرد کند شیشه ریزها
  17. شمارهٔ ۷۷ زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
  18. شمارهٔ ۷۸ تا زنده ام بود غم عشقش هوس مرا
  19. شمارهٔ ۷۹ نمی باشد زمرگ اندیشه ای پرهیزکاران را
  20. شمارهٔ ۸۰ حیران تو از هر خم مو دیدهٔ خط را
  21. شمارهٔ ۸۱ کسی کو چون دل شیر است از جرأت نشان او را
  22. شمارهٔ ۸۲ مزاج شعله بود وضوح شوخ و شنگ ترا
  23. شمارهٔ ۸۳ ای گنج‌ها ز گوهر یاد تو سینه‌ها
  24. شمارهٔ ۸۴ افزود عشق قدر دل دردناک را
  25. شمارهٔ ۸۵ رخی زآتش می رشک ایمن ست ترا
  26. شمارهٔ ۸۶ چوب قفس نخست زخس می کنیم ما
  27. شمارهٔ ۸۷ به پیری نشد چاره گردن کشان را
  28. شمارهٔ ۸۸ لایق نبود کینهٔ چرخ اهل صفا را
  29. شمارهٔ ۸۹ ز زلف و کاکلت ای نازنین گره بگشا
  30. شمارهٔ ۹۰ چه چاره است دل سر زدیده بر زده را
  31. شمارهٔ ۹۱ غم بود چاره حریف به غم آموخته را
  32. شمارهٔ ۹۲ بی درد بر کنار مریز آب دیده را
  33. شمارهٔ ۹۳ گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را
  34. شمارهٔ ۹۴ برد یاد او دل غم پیشه را
  35. شمارهٔ ۹۵ گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
  36. شمارهٔ ۹۶ چون حباب از بیخودی شد کام دل حاصل مرا
  37. شمارهٔ ۹۷ زبسکه کرده مکرر ثنای واجب را
  38. شمارهٔ ۹۸ ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجا
  39. شمارهٔ ۹۹ از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را
  40. شمارهٔ ۱۰۰ نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
  41. شمارهٔ ۱۰۱ بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا
  42. شمارهٔ ۱۰۲ همچو گل تنها همین نبود صفا حسن ترا
  43. شمارهٔ ۱۰۳ نگه بر چهره نتوان کرد آن ترک شرابی را
  44. شمارهٔ ۱۰۴ از عکس تو شد گرم طپش تا دل دریا
  45. شمارهٔ ۱۰۵ چشم او آشیانهٔ دل ما
  46. شمارهٔ ۱۰۶ به عرش عزتم جا داده است اقبال خواری‌ها
  47. شمارهٔ ۱۰۷ به نیروی محبت در کنار آرم میانش را
  48. شمارهٔ ۱۰۸ آهم گشود تا پر پرواز در هوا
  49. شمارهٔ ۱۰۹ ز دست درد مجنون‌مشربان را در بیابان‌ها
  50. شمارهٔ ۱۱۰ آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما
  51. شمارهٔ ۱۱۱ مگر بگذشت دل آزرده ای با درد ازین صحرا
  52. شمارهٔ ۱۱۲ اینقدر در کشتن من سخت استادن چرا
  53. شمارهٔ ۱۱۳ قضا چون باعث ایجاد شد آب و گل ما را
  54. شمارهٔ ۱۱۴ می دهد طرز نگاهت یاد می نوشی مرا
  55. شمارهٔ ۱۱۵ ترسم که خراشد تن نازک بدنم را
  56. شمارهٔ ۱۱۶ سخت پر شد در غم عشقت تن محزون ما
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ساخت هر کس از توکل تکیه گاه خویش را
  58. شمارهٔ ۱۱۸ دارد همیشه عشق سخن ناتوان مرا
  59. شمارهٔ ۱۱۹ از ترک آرزو بفزاید کمال ما
  60. شمارهٔ ۱۲۰ بی طلب آورد مستی دوش دلدار مرا

متن اشعار به نقل از گنجور.