پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجا

به یک لبخند از خود می رود دل چون حباب اینجا

زداید غم به هیچ از سینه فیض دشت پیمایی

گره از دل گشاید ناخن موج سراب اینجا

ز فیض درد عشقش بیشتر دل بهره بردارد

شکستن را نشاید غیر فرد انتخاب اینجا

سحر موجی است کز دریای عشق افتاده بر ساحل

گهر را مهرهٔ گل بشمرد هر قطره آب اینجا

ز خون دل به بزم ما شمیم یار می آید

گلاب ناب می گیرند از اشک کباب اینجا

چو بردارد نقاب از چهرهٔ خود عقل می بازد

فلاطون گشته جویا ملزم از روی کتاب اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
  2. شمارهٔ ۱۰۱بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا
  3. شمارهٔ ۱۰۲همچو گل تنها همین نبود صفا حسن ترا
  4. شمارهٔ ۱۰۳نگه بر چهره نتوان کرد آن ترک شرابی را
  5. شمارهٔ ۱۰۴از عکس تو شد گرم طپش تا دل دریا
  6. شمارهٔ ۱۰۵چشم او آشیانهٔ دل ما
  7. شمارهٔ ۱۰۶به عرش عزتم جا داده است اقبال خواری‌ها
  8. شمارهٔ ۱۰۷به نیروی محبت در کنار آرم میانش را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.