پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

به نیروی محبت در کنار آرم میانش را

به زور ناتوانی می کشم آخر کمانش را

بساطی چیده رنگین چشم بد دور از نگاه او

بود هردم زخون تازه ای گرمی دکانش را

وطن مرغ دلم در گرم سیر عشق او دارد

سزد بر سرو آهم گر ببندد آشیانش را

نگاه چشم خواب آلوده ای دشمن هوشم

ندارم چون تو جویا طاقت رطل گرانش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ز دست درد مجنون‌مشربان را در بیابان‌ها
  2. شمارهٔ ۱۱۰آید صدای نالهٔ دل از نگاه ما
  3. شمارهٔ ۱۱۱مگر بگذشت دل آزرده ای با درد ازین صحرا
  4. شمارهٔ ۱۱۲اینقدر در کشتن من سخت استادن چرا
  5. شمارهٔ ۱۱۳قضا چون باعث ایجاد شد آب و گل ما را
  6. شمارهٔ ۱۱۴می دهد طرز نگاهت یاد می نوشی مرا
  7. شمارهٔ ۱۱۵ترسم که خراشد تن نازک بدنم را
  8. شمارهٔ ۱۱۶سخت پر شد در غم عشقت تن محزون ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.