پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

زبسکه کرده مکرر ثنای واجب را

ز هم گسیخته تار نفس کواکب را

همین که بیم فتادن نباشد اقبال است

به چشم کم منگر پستی مراتب را

چنین که جای کند تنگ هم به کلبهٔ دل

عجب که راه برآمد بود مطالب را

کسی که با تو طریق مناسبت جوید

برون کند زدل اندیشهٔ مناصب را

رود زدست هر آن کو به آن میان آویخت

عبث نه پهلو تهی کرده است قالب را

دلا ز شوخی دنبال چشم یار مپرس

خدا به خیر و صلاح آورد عواقب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را
  2. شمارهٔ ۱۰۰نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
  3. شمارهٔ ۱۰۱بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا
  4. شمارهٔ ۱۰۲همچو گل تنها همین نبود صفا حسن ترا
  5. شمارهٔ ۱۰۳نگه بر چهره نتوان کرد آن ترک شرابی را
  6. شمارهٔ ۱۰۴از عکس تو شد گرم طپش تا دل دریا
  7. شمارهٔ ۱۰۵چشم او آشیانهٔ دل ما
  8. شمارهٔ ۱۰۶به عرش عزتم جا داده است اقبال خواری‌ها
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.