پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

برد یاد او دل غم پیشه را

جوش می برداشت از جا شیشه را

شمع سان گلهای داغت بر سرم

می دواند تا کف پا ریشه را

چشمش از هر جنبش مژگان شوخ

می زند یکجا به دل صد تیشه را

بیشتر از اقربا بینی شکست

دشمنی چون سنگ نبود شیشه را

تکیه گاه نشتر مژگان او

کرده ام جویا رگ اندیشه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶چون حباب از بیخودی شد کام دل حاصل مرا
  2. شمارهٔ ۹۷زبسکه کرده مکرر ثنای واجب را
  3. شمارهٔ ۹۸ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجا
  4. شمارهٔ ۹۹از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را
  5. شمارهٔ ۱۰۰نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
  6. شمارهٔ ۱۰۱بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا
  7. شمارهٔ ۱۰۲همچو گل تنها همین نبود صفا حسن ترا
  8. شمارهٔ ۱۰۳نگه بر چهره نتوان کرد آن ترک شرابی را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.