پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۳

گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را

کی بود از خود رهایی بستهٔ عمامه را

کسوت عریان تنی را مخترع طبع من است

من چو گل از خود برون آورده ام این جامه را

نامهٔ پیچیدهٔ عشاق زخم بسته است

دست در خون می زنی گر واکنی این نامه را

بسکه رفتم در سخن از من اثر باقی نماند

جمله تن صرف زبان می گردد آخر خامه را

کی ز دوزخ می‌شود راضی دلش جویا به خلد

بس که زاهد دوست دارد گرمی هنگامه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
  2. شمارهٔ ۹۶چون حباب از بیخودی شد کام دل حاصل مرا
  3. شمارهٔ ۹۷زبسکه کرده مکرر ثنای واجب را
  4. شمارهٔ ۹۸ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجا
  5. شمارهٔ ۹۹از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را
  6. شمارهٔ ۱۰۰نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
  7. شمارهٔ ۱۰۱بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا
  8. شمارهٔ ۱۰۲همچو گل تنها همین نبود صفا حسن ترا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.