پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲

بی درد بر کنار مریز آب دیده را

در کار دل کن آن می صاف چکیده را

از فیض عشق همت والای ما بدوش

بگرفته جامهٔ ز دو عالم بریده را

در گلشنی که بلبل ما خامشی نو است

باشد شبیه غنچه دهان دریده را

زین آتشی که در جگر ماست از غمت

بی آب کرده ایم عقیق مکیده را

پیری که دید قامت رعنای او کشید

بر بام هوش حلقهٔ قد خمیده را

تا خون نگردد اشک مده ره بدیده اش

جویا مکن به شیشه می نارسیده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴برد یاد او دل غم پیشه را
  2. شمارهٔ ۹۵گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
  3. شمارهٔ ۹۶چون حباب از بیخودی شد کام دل حاصل مرا
  4. شمارهٔ ۹۷زبسکه کرده مکرر ثنای واجب را
  5. شمارهٔ ۹۸ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجا
  6. شمارهٔ ۹۹از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را
  7. شمارهٔ ۱۰۰نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
  8. شمارهٔ ۱۰۱بزم عشق است و قدح کام نهنگ است اینجا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.