پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱

غم بود چاره حریف به غم آموخته را

بستم از داغ تو بر زخم جگر سوخته را

پردهٔ شرم تو شد حیرت نظارهٔ ما

کرده ای جامهٔ آن تن نظر دوخته را

گر خجالت کش رخسار تو نبود گل باغ

از کجا آورد این رنگ برافروخته را

زود چون شمع بری راه به سر منزل وصل

هادی خویش کنی گر نفس سوخته را

نونیاز است دل و چشم تو پرمایل ناز

مکن از دست رها مرغ نوآموخته را

کرده ای باز زهم صحبتی پیرمغان

آتش خرمن طاقت رخ افروخته را

هر که خو کرده به هجران نبود طالب وصل

هست شادی غم دیگر به غم آموخته را

کوه را چون پرکاهی برد از جا جویا

سردهم گر ز مژه گریهٔ اندوخته را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۳گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را
  2. شمارهٔ ۹۴برد یاد او دل غم پیشه را
  3. شمارهٔ ۹۵گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
  4. شمارهٔ ۹۶چون حباب از بیخودی شد کام دل حاصل مرا
  5. شمارهٔ ۹۷زبسکه کرده مکرر ثنای واجب را
  6. شمارهٔ ۹۸ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجا
  7. شمارهٔ ۹۹از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را
  8. شمارهٔ ۱۰۰نماید جلوهٔ عکسش ز بس بیتاب دریا را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.