پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

چه چاره است دل سر زدیده بر زده را

خدا علاج کند این جنون به سر زده را

مخور فریب رعونت که از پشیمانی

بسی زنند به سر دست بر کمر زده را

مرا جدا ز تو هر شاخ گل به چشم تمیز

مشابه آمده شریان نیشتر زده را

مدام پنجهٔ خورشید گرم زرپاشی است

چه فیضها که بود بادهٔ سحر زده را

به سرزنش متقاعد نمی شود دشمن

که پیچ و تاب بود بیش مار سرزده را

خدا نصیب دل دردمند جویا کرد

خدنگ آن مژهٔ تکیه بر جگر زده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲بی درد بر کنار مریز آب دیده را
  2. شمارهٔ ۹۳گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را
  3. شمارهٔ ۹۴برد یاد او دل غم پیشه را
  4. شمارهٔ ۹۵گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
  5. شمارهٔ ۹۶چون حباب از بیخودی شد کام دل حاصل مرا
  6. شمارهٔ ۹۷زبسکه کرده مکرر ثنای واجب را
  7. شمارهٔ ۹۸ره عشق است و نبود خاطر خرسند باب اینجا
  8. شمارهٔ ۹۹از فلک هرگز نخواهم آرزوی خویش را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.