پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را

این چمن لایق نباشد سبزهٔ بیگانه را

می رسد زلف کجت را زاد استغفا به خال

کرده یکجا جمع چون زنجیر دام و دانه را

تا قیامت شکوه ز زلف تو دارم بر زبان

درخور شب طول باید داد این افسانه را

از دل ما یعنی از وستگه مشرب مپرس

نه فلک سرگشتهٔ چندند این ویرانه را

گرد باد خاک مجنون را به چشم کم مبین

دشت در دامان خود پروده این دیوانه را

قیمت اشکم فزود از پهلوی چشم سفید

میفزاید پنبه آب گوهر یکدانه را

سیر کن برپای شمع قامتش از برگ گل

در بهاران برگ ریزان پر پروانه را

نشئهٔ دیگر بود با مجلس ارباب درد

بادهٔ ما چشم پرخون می کند پیمانه را

دانه را از قطره های خون دل سامان دهم

تا به دام لفظ آرم معنی بیگانه را

با ضعیفان بسکه خست می کند گردون چه دور

گر رباید از دهان مور جویا دانه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹کاری نیاید از خرد ذوفنون ما
  2. شمارهٔ ۷۰در سینه نیست دل به خدا ره نبرده را
  3. شمارهٔ ۷۱صاف حسرت زغمت نشئه طراز است مرا
  4. شمارهٔ ۷۲سوز دل در غم عشق تو گواه است مرا
  5. شمارهٔ ۷۳نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا
  6. شمارهٔ ۷۴بس که بگذارد زشرم آن مه جبین آیینه را
  7. شمارهٔ ۷۵کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
  8. شمارهٔ ۷۶بی او به دیده گرد کند شیشه ریزها
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.