پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

بس که بگذارد زشرم آن مه جبین آیینه را

همچو آب از دست ریزد بر زمین آیینه را

پاک طینت قانع است از صاف لذتها به درد

موم باشد خوبتر از انگبین آیینه را

در کف هر کس که باشد صفحهٔ تصویر اوست

گشته از بس عکس رویش دلنشین آیینه را

می نماید عارضش از حلقهٔ زلف سیاه

یا نشانیده است بر انگشترین آیینه را

شهد ناب آمد به جوش از حلقه های جوهرش

عکس لعلت کرده شان انگبین آیینه را

چون مصفا شد دل از اندوه دنیا فارغ ست

ساده است از چین غم لوح جبین آیینه را

جوهرش افتد چو راز از سینهٔ مستان برون

عکس او گر در طپش آرد چنین آیینه را

از سراپایش بسان چشمه میجوشد عرق

کرده جویا بس که عکسش شرمگین آیینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶بی او به دیده گرد کند شیشه ریزها
  2. شمارهٔ ۷۷زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
  3. شمارهٔ ۷۸تا زنده ام بود غم عشقش هوس مرا
  4. شمارهٔ ۷۹نمی باشد زمرگ اندیشه ای پرهیزکاران را
  5. شمارهٔ ۸۰حیران تو از هر خم مو دیدهٔ خط را
  6. شمارهٔ ۸۱کسی کو چون دل شیر است از جرأت نشان او را
  7. شمارهٔ ۸۲مزاج شعله بود وضوح شوخ و شنگ ترا
  8. شمارهٔ ۸۳ای گنج‌ها ز گوهر یاد تو سینه‌ها
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.