پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

حیران تو از هر خم مو دیدهٔ خط را

دل دید و پسندیدهٔ خط را

چندین چه زنی آب طراوت به رخ از می

بیدار مکن سیزهٔ خوابیدهٔ خط را

هرچند به رنگینی لعل تو فزاید

دیدن نتوانم لب پوشیدهٔ خط را

عزم سفری در دلش افتاده که برزد

حسنت به میان دامن برچیدهٔ خط را

گوید که شکست همه از پهلوی حسن است

جویا بشنو معنی پیچیدهٔ خط را

بود خطر زبداندیشی اول اعدا را

رسد شکست نخستین زموج دریا را

بجز زبان که به تحریک او لبت بگشود

کلید قفل ندیده است کس معما را

به آرزوی بر و ناف او دلم خوش بود

خدا علاج کند شوخی تمنا را

ز ناله های نهانی دلم تسلی بود

کنون چه چاره کنم خامشی رسوا را

دمی که شد رم ماگرم دشت پیمایی

به چشم مور نهان ساختیم صحرا را

به خاک کوی تو نقشم نشسته است درست

ز دست چون اثر داغ کی دهم جا را

امید هست که جویا چو شانه دست به دست

به چنگ آورم آن طرهٔ سمنسا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲مزاج شعله بود وضوح شوخ و شنگ ترا
  2. شمارهٔ ۸۳ای گنج‌ها ز گوهر یاد تو سینه‌ها
  3. شمارهٔ ۸۴افزود عشق قدر دل دردناک را
  4. شمارهٔ ۸۵رخی زآتش می رشک ایمن ست ترا
  5. شمارهٔ ۸۶چوب قفس نخست زخس می کنیم ما
  6. شمارهٔ ۸۷به پیری نشد چاره گردن کشان را
  7. شمارهٔ ۸۸لایق نبود کینهٔ چرخ اهل صفا را
  8. شمارهٔ ۸۹ز زلف و کاکلت ای نازنین گره بگشا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.