پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

نمی باشد زمرگ اندیشه ای پرهیزکاران را

سفر فیض صباح عید بخشد روزداران را

چکد خون گشته از منقار بلبل نالهٔ حسرت

طراوت از سرشک ماست پنداری بهاران را

نیارد زد قدم در عالم آزادگی هرکس

بود این مملکت با تیغ چوبین نی سواران را

به رنگ شمع محفل مظهر نور یقین گردند

اگر باشد زبان و دل یکی شب زنده داران را

سرشک افشانی چشم سفیدم را تماشا کن

که باشد فیض دیگر سیر صبح روز باران را

به چشم اهل عبرت سنگساری بیشتر نبود

نهان سازد فلک چون در مرصع تاجداران را

به رنگ غنچه از شرم بهار عارضش جویا

سر خجلت به زیر افکنده دیدم گلعذاران را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱کسی کو چون دل شیر است از جرأت نشان او را
  2. شمارهٔ ۸۲مزاج شعله بود وضوح شوخ و شنگ ترا
  3. شمارهٔ ۸۳ای گنج‌ها ز گوهر یاد تو سینه‌ها
  4. شمارهٔ ۸۴افزود عشق قدر دل دردناک را
  5. شمارهٔ ۸۵رخی زآتش می رشک ایمن ست ترا
  6. شمارهٔ ۸۶چوب قفس نخست زخس می کنیم ما
  7. شمارهٔ ۸۷به پیری نشد چاره گردن کشان را
  8. شمارهٔ ۸۸لایق نبود کینهٔ چرخ اهل صفا را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.