پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

به پیری نشد چاره گردن کشان را

که زورین کند حلقه گشتن کمان را

ز ترک هوابشکفان غنچهٔ دل

به یک گل گلستان کن این خاکدان را

صفا بس که اندوخت سر تا به پایش

توان دید از آن سینه راز نهان را

دلم محو رویی است کز جوش حیرت

کند عکسش آیینه آب روان را

ز ذکر خدا زاد برگیر جویا

در این راه برگ سفر کن زبان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹ز زلف و کاکلت ای نازنین گره بگشا
  2. شمارهٔ ۹۰چه چاره است دل سر زدیده بر زده را
  3. شمارهٔ ۹۱غم بود چاره حریف به غم آموخته را
  4. شمارهٔ ۹۲بی درد بر کنار مریز آب دیده را
  5. شمارهٔ ۹۳گرم دارد شیخ ما با خویشتن هنگامه را
  6. شمارهٔ ۹۴برد یاد او دل غم پیشه را
  7. شمارهٔ ۹۵گردد ز سیر صحرا کی حل مشکل ما
  8. شمارهٔ ۹۶چون حباب از بیخودی شد کام دل حاصل مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.