پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

تا زنده ام بود غم عشقش هوس مرا

دامن زدن بر آتش دل هر نفس مرا

عشق آمد و رهاند زننگ هوس مرا

گردیده رزق شعله همه خار و خس مرا

در کشمکش فکنده به دریای زندگی

این جذر و مد آمد و رفت نفس مرا

با آنکه سینه را چو جرس کردم آهنین

پنهان نماند نالهٔ دل در قفس مرا

درد فغان شبی که جدا مانم از درت

پهلو شکاف آمده همچون جرس مرا

کم دانم زخسروی هند کافرم

جویا به زلف او چو بود دسترس مرا

پیکری از درد دلبر پرفغان داریم ما

چون نی آه و ناله مغز استخوان داریم ما

از حریم دل شمیم یارد می آرد سرشک

ای عزیزان یوسفی در کاروان داریم ما

همچو ما رستم تلاشی در نبرد عشق نیست

زخم ها بر رو زچشم خونفشان داریم ما

بسکه همچون شمع یکرنگیم در بزم وجود

هرچه باشد در دل ما بر زبان داریم ما

شعله بس باشد نهال شمع را جویا بهار

هست تا در سر هوای عشق جان داریم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰حیران تو از هر خم مو دیدهٔ خط را
  2. شمارهٔ ۸۱کسی کو چون دل شیر است از جرأت نشان او را
  3. شمارهٔ ۸۲مزاج شعله بود وضوح شوخ و شنگ ترا
  4. شمارهٔ ۸۳ای گنج‌ها ز گوهر یاد تو سینه‌ها
  5. شمارهٔ ۸۴افزود عشق قدر دل دردناک را
  6. شمارهٔ ۸۵رخی زآتش می رشک ایمن ست ترا
  7. شمارهٔ ۸۶چوب قفس نخست زخس می کنیم ما
  8. شمارهٔ ۸۷به پیری نشد چاره گردن کشان را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.