پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را

به خاک افکنده این زال کهن چندین تهمتن را

چراغان کرده از شمع مزار کشتگان هر سو

تو چون از جوش رعنایی کشی بر خاک دامن را

چه ترسی از حوادث چون توسل با خدا جستی

که با فانوس نبود احتیاجی شمعی ایمن را

نگردانیده برگرد سر خود دورم اندازد

چه اقبال ست یا رب طالع سنگ فلاخن را

نهان در گرد کلفت می شود آیینه از آهی

مکدر می کند اندک غمی دلهای روشن را

غمم بسیار شد وقتست اگر برداری ای ساقی

به زور باده از روی دلم این کوه آهن را

مددجو در حوادث دایم از آل عبا جویا

ز صرصر آفتی نبود چراغ زیر دامن را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹نمی باشد زمرگ اندیشه ای پرهیزکاران را
  2. شمارهٔ ۸۰حیران تو از هر خم مو دیدهٔ خط را
  3. شمارهٔ ۸۱کسی کو چون دل شیر است از جرأت نشان او را
  4. شمارهٔ ۸۲مزاج شعله بود وضوح شوخ و شنگ ترا
  5. شمارهٔ ۸۳ای گنج‌ها ز گوهر یاد تو سینه‌ها
  6. شمارهٔ ۸۴افزود عشق قدر دل دردناک را
  7. شمارهٔ ۸۵رخی زآتش می رشک ایمن ست ترا
  8. شمارهٔ ۸۶چوب قفس نخست زخس می کنیم ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.