پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا

نه در خزان شکفد دل نه در بهار مرا

لباس دولت دنیاست بر تنم سنگین

نهال پانم و گردیده برگ بار مرا

صدای شیون زنجیر دارد اعضایم

شکسته است زبس بی تو روزگار مرا

چنان به بوی گل عارض تو خرسندم

که بی دماغ کند نکهت بهار مرا

ضیای دیدهٔ اهل بصیرتم جویا

اگرچه از نظر انداخت روزگار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
  2. شمارهٔ ۷۶بی او به دیده گرد کند شیشه ریزها
  3. شمارهٔ ۷۷زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
  4. شمارهٔ ۷۸تا زنده ام بود غم عشقش هوس مرا
  5. شمارهٔ ۷۹نمی باشد زمرگ اندیشه ای پرهیزکاران را
  6. شمارهٔ ۸۰حیران تو از هر خم مو دیدهٔ خط را
  7. شمارهٔ ۸۱کسی کو چون دل شیر است از جرأت نشان او را
  8. شمارهٔ ۸۲مزاج شعله بود وضوح شوخ و شنگ ترا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.