پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را

زنقد و جنس خالی ساختم گنجینهٔ خود را

بیفزاید به قدر محنت و غم رتبهٔ دلها

یکی صد می شود چون بشکنی آیینهٔ خود را

زلب بر لب نهادن کی تسلی می شوم ساقی

سرت گردم دمی بر سینه ام نه سینهٔ خود را

مکن تکلیف صهبا ساقی ارباب مروت را

چسان بیرون کنم از دل غم دیرینهٔ خود را

جدا از هم توان کردن اگر خارا و آتش را

توان برد از دل سخت تو بیرون کینهٔ خود را

نخواهد دوش تجریدت لباسی غیر عریانی

زتن جویا بیفکن خرقهٔ پشمینهٔ خود را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸می کنند احباب بی معنی مکدر سینه را
  2. شمارهٔ ۶۹کاری نیاید از خرد ذوفنون ما
  3. شمارهٔ ۷۰در سینه نیست دل به خدا ره نبرده را
  4. شمارهٔ ۷۱صاف حسرت زغمت نشئه طراز است مرا
  5. شمارهٔ ۷۲سوز دل در غم عشق تو گواه است مرا
  6. شمارهٔ ۷۳نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا
  7. شمارهٔ ۷۴بس که بگذارد زشرم آن مه جبین آیینه را
  8. شمارهٔ ۷۵کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.