پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

صاف حسرت زغمت نشئه طراز است مرا

شیشه دل زتو لبریز گداز است مرا

خوش نماتر شده از جوش غرورش عجزم

نار او رونق بازار نیاز است مرا

رخنهٔ سینه که چون چشم عزیزش دارم

بر رخ دل در فیضی است که باز است مرا

نغمه باشد سب الفت جانم با جم

رشتهٔ عمر همانا رگ ساز است مرا

می نماید غم عشق تو زسر تا پایم

هر سو مو به تن آیینهٔ راز است مرا

شمع سان زنده ام از کاهش عشقش جویا

آب حیوان تن و سرگرم گداز است مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا
  2. شمارهٔ ۷۴بس که بگذارد زشرم آن مه جبین آیینه را
  3. شمارهٔ ۷۵کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
  4. شمارهٔ ۷۶بی او به دیده گرد کند شیشه ریزها
  5. شمارهٔ ۷۷زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
  6. شمارهٔ ۷۸تا زنده ام بود غم عشقش هوس مرا
  7. شمارهٔ ۷۹نمی باشد زمرگ اندیشه ای پرهیزکاران را
  8. شمارهٔ ۸۰حیران تو از هر خم مو دیدهٔ خط را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.