پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

در سینه نیست دل به خدا ره نبرده را

نسبت مده به حضرت دل خون مرده را

افتادگی خوش است که در روز بازخواست

بیم حساب نیست به خود ناسپرده را

کم گوی تا خلاص شوی از زبان خلق

کس عیب نشمرد سخنان شمرده را

غافل مشو زخویش که ارباب معرفت

گمره شمرده اند به خود ره نبرده را

صد نافه مشک قیمت یک تار موی اوست

با زلف او چه همسری این خون مرده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲سوز دل در غم عشق تو گواه است مرا
  2. شمارهٔ ۷۳نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا
  3. شمارهٔ ۷۴بس که بگذارد زشرم آن مه جبین آیینه را
  4. شمارهٔ ۷۵کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
  5. شمارهٔ ۷۶بی او به دیده گرد کند شیشه ریزها
  6. شمارهٔ ۷۷زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
  7. شمارهٔ ۷۸تا زنده ام بود غم عشقش هوس مرا
  8. شمارهٔ ۷۹نمی باشد زمرگ اندیشه ای پرهیزکاران را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.