پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

کاری نیاید از خرد ذوفنون ما

ما را بس است مرشد کامل جنون ما

سر در کنار دامن محشر نهاده است

خوش دل ازین مباش که خوابیده خون ما

پیرا نه سر ز سرکشی نفس فارغیم

خصم از شکست ما شده آخر زبون ما

مانند داغ لالهٔ نشکفته در چمن

گردیده دود آه گره در درون ما

دل را کمال حسن برآشفتگی فزود

دور خط است فصل بهار جنون ما

جویا سزد اگر به فلاطون زنیم طعن

استاد ماست موسوی ذوفنون ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱صاف حسرت زغمت نشئه طراز است مرا
  2. شمارهٔ ۷۲سوز دل در غم عشق تو گواه است مرا
  3. شمارهٔ ۷۳نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا
  4. شمارهٔ ۷۴بس که بگذارد زشرم آن مه جبین آیینه را
  5. شمارهٔ ۷۵کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
  6. شمارهٔ ۷۶بی او به دیده گرد کند شیشه ریزها
  7. شمارهٔ ۷۷زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
  8. شمارهٔ ۷۸تا زنده ام بود غم عشقش هوس مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.