پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

می کنند احباب بی معنی مکدر سینه را

عکس طوطی سبزهٔ زنگار بس آیینه را

دیدنت از غم بپردازد دل بی کینه را

روی خندانت کند صیقل گری آیینه را

طاقت یکدم خمارم نیست یا پیر مغان

از قطار هفته بیرون کن شب آدینه را

هرزه خرج گوهر رنگین معنی نیستم

از خموشی قفل بر در می نهم گنجینه را

رخنه ها افکند درد ناله اش همچون جرس

گرچه کردم آهنین از سخت جانی سینه را

یاد پیچ و تاب زلفش کی رود از خاطرم

جوهر آیینه گردیداین دل بی کینه را

با چنین ضعفی که شد پیراهن تن بار او

چون توان برداشت جویا خرقهٔ پشمینه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰در سینه نیست دل به خدا ره نبرده را
  2. شمارهٔ ۷۱صاف حسرت زغمت نشئه طراز است مرا
  3. شمارهٔ ۷۲سوز دل در غم عشق تو گواه است مرا
  4. شمارهٔ ۷۳نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا
  5. شمارهٔ ۷۴بس که بگذارد زشرم آن مه جبین آیینه را
  6. شمارهٔ ۷۵کی زر دنیا برآرد پریشانی مرا
  7. شمارهٔ ۷۶بی او به دیده گرد کند شیشه ریزها
  8. شمارهٔ ۷۷زبون کی می توان کرد به نیرو چرخ پرفن را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.