پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲

میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدا

بود چون معنی از مصرع زقد او کمر پیدا

ندارم آگهی از حال دل لیک اینقدر دانم

که گاهی می شود در دود آهم چون شرر پیدا

نهان از خلق بر دوش سبک روحی بود سیرم

نباشد همچو رنگم در پریدن بال و پر پیدا

چو شمعی کز شکاف پردهٔ فانوش بنماید

بود از رخنه های سینه ام داغ جگر پیدا

مجو در رفتن از خود نقش پا آزاد مردان را

نباشد از سبک سیران این وادی اثر پیدا

به پاس عزت خود سعی کن تا معتبر کردی

به قدر آبرو جویا کند قیمت گهر پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۴غیر رسوایی چه حاصل از بیان ما به ما
  2. شمارهٔ ۶۵فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مرا
  3. شمارهٔ ۶۶تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را
  4. شمارهٔ ۶۷نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را
  5. شمارهٔ ۶۸می کنند احباب بی معنی مکدر سینه را
  6. شمارهٔ ۶۹کاری نیاید از خرد ذوفنون ما
  7. شمارهٔ ۷۰در سینه نیست دل به خدا ره نبرده را
  8. شمارهٔ ۷۱صاف حسرت زغمت نشئه طراز است مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.