پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

زخلق خوش لقب بیگانه کردی باده نوشان را

به زهر چشمی امشب آب ده پیکان مژگان را

نباشم تنگدل از فیض مشرب در گرفتاری

نهان در هر شکنج دام دارم صد بیابان را

اگر بر خوان نعمتهای معنی دسترس خواهی

زشور فکر کن شبها نمکدان چشم حیران را

ز لبخندی که کردی رو به سوی غیر از غیرت

به داغ سینهٔ من سرنگون کردی نمکدان را

به گلشن قهقه گل نالهٔ زنجیر شد جویا

نسیم آورده گویا بوی آن زلف پریشان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مرا
  2. شمارهٔ ۶۶تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را
  3. شمارهٔ ۶۷نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را
  4. شمارهٔ ۶۸می کنند احباب بی معنی مکدر سینه را
  5. شمارهٔ ۶۹کاری نیاید از خرد ذوفنون ما
  6. شمارهٔ ۷۰در سینه نیست دل به خدا ره نبرده را
  7. شمارهٔ ۷۱صاف حسرت زغمت نشئه طراز است مرا
  8. شمارهٔ ۷۲سوز دل در غم عشق تو گواه است مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.