پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۷

ساخت هر کس از توکل تکیه گاه خویش را

از خس و خار خطر پرداخت راه خویش را

همچو داغ لاله ام در دل گره گردیده است

بسکه می دارم نهان در سینه آه خویش را

در قطار بی گناهانت شمردن می توان

گر توانی در شمار آری گناه خویش را

بود در گهواره ام دل مرغ دست آموز عشق

در کنار برق پروردم گیاه خویش را

گرنه لطفت هر سحر از خاک برمیگیردش

مهر چون بر چرخ اندازد کلاه خویش را

فیض بینش یافت جویا دیدهٔ داغ دلم

بسکه دزدیدم ز شرم او نگاه خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۹از ترک آرزو بفزاید کمال ما
  2. شمارهٔ ۱۲۰بی طلب آورد مستی دوش دلدار مرا
  3. شمارهٔ ۱۲۱مه من چون دهد عرض صفای پیکر خود را
  4. شمارهٔ ۱۲۲منع نتوان کرد از بی طاقتی سیماب را
  5. شمارهٔ ۱۲۳ز بس دیوانگی کردم به یاد روی او شب‌ها
  6. شمارهٔ ۱۲۴بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت را
  7. شمارهٔ ۱۲۵می کنم در سینه پنهان آه درد آلود را
  8. شمارهٔ ۱۲۶بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.