پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

دارد همیشه عشق سخن ناتوان مرا

در تاب و تب چو شمع فکنده زبان مرا

در تنگنای جسم ز ضبط فغان شکافت

منقاروار هر قلم استخوان مرا

از خارخار ناوک مژگان او نماند

جز استخوان و پوست به تن چون کمان مرا

مصنونم از گداز محبت که افکند

بر پای سرو یار چو آب روان مرا

تا کی ز آشنایی سنگین دلان زند

صراف عشق بر محک امتحان مرا

اندیشه کردنی است سراپای او ولی

برده خیال موی کمر از میان مرا

لخت دل برشته و مشت سرشک تلخ

در راه جستجوی تو بس آب و نان مرا

جویا بطرز آن غزل صائب است این

در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰بی طلب آورد مستی دوش دلدار مرا
  2. شمارهٔ ۱۲۱مه من چون دهد عرض صفای پیکر خود را
  3. شمارهٔ ۱۲۲منع نتوان کرد از بی طاقتی سیماب را
  4. شمارهٔ ۱۲۳ز بس دیوانگی کردم به یاد روی او شب‌ها
  5. شمارهٔ ۱۲۴بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت را
  6. شمارهٔ ۱۲۵می کنم در سینه پنهان آه درد آلود را
  7. شمارهٔ ۱۲۶بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما
  8. شمارهٔ ۱۲۷چه جان باشد به پیش چشم او دل‌های سنگین را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.