پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

از ترک آرزو بفزاید کمال ما

چون موج پرفشاندن دستی ست بال ما

عاشق فریب نیست بت خردسال ما

چون بار دل کشد صنم نونهال ما

از خویش رفتگان ره جستجوی دوست

پِی را رسانده اند به راهِ خیالِ ما

از سر به توبه، گرمی شوق می ام نرفت

نشکست این تب از عرق انفعال ما

عمریست بوسه ای ز تو می خواهم و هنوز

بال طپش زند ز لب ما سوال ما

در دام، صید از طپش افزون فتد به بند

شد زیرچرخ، بال و پر ما، و بال ما

کام دلم بر آر به یک بوسه زان دو لب

پیش تو ممکن است خیال محال ما

جان جهانیان همه پهلو به تن زند

جویا ز بسکه گشته مکدر زلال ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱مه من چون دهد عرض صفای پیکر خود را
  2. شمارهٔ ۱۲۲منع نتوان کرد از بی طاقتی سیماب را
  3. شمارهٔ ۱۲۳ز بس دیوانگی کردم به یاد روی او شب‌ها
  4. شمارهٔ ۱۲۴بپوش از دیدهٔ نامحرم شهوت عبادت را
  5. شمارهٔ ۱۲۵می کنم در سینه پنهان آه درد آلود را
  6. شمارهٔ ۱۲۶بود دو نرگس آن شوخ بی تحاشی ما
  7. شمارهٔ ۱۲۷چه جان باشد به پیش چشم او دل‌های سنگین را
  8. شمارهٔ ۱۲۸پیچ و تاب غم فزاید انبساط مرد را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.