پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی

جویای تبریزی

غزلیات

۱,۰۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ الهی ره نما سوی خود این مدهوش غافل را
  2. شمارهٔ ۲ درونم بی‌تو شد دریای خون از شوق دیدن‌ها
  3. شمارهٔ ۳ چنان به پیش فلک نالم از غمت شب‌ها
  4. شمارهٔ ۴ ساخت عکس عارضت رشک بهار آیینه را
  5. شمارهٔ ۵ چنان پرورده آغوش نزاکت در کنار او را
  6. شمارهٔ ۶ ای به قربان تو گردند کمان ابروها
  7. شمارهٔ ۷ صفای می نگر از جبههٔ گشادهٔ ما
  8. شمارهٔ ۸ بی سرو قدت خاک نشینند چمن‌ها
  9. شمارهٔ ۹ نخواهم زان گل رخسار برداری نقابش را
  10. شمارهٔ ۱۰ کی به گوش او کند جا ناله های زار ما
  11. شمارهٔ ۱۱ داغ تو بود لاله صفت زیب تن ما
  12. شمارهٔ ۱۲ می‌نهد بر سینه، داغم، عشق سیم‌اندام‌ها
  13. شمارهٔ ۱۳ پرتو حسن ز بس سوخته بال و پر ما
  14. شمارهٔ ۱۴ شد بهار و بیخودیم از نشئهٔ جام هوا
  15. شمارهٔ ۱۵ مگر به سعی توان دید جسم لاغر ما
  16. شمارهٔ ۱۶ تو و بدمستی و رندی و میْ‌آشامی‌ها
  17. شمارهٔ ۱۷ قانع شده ست دل به تمنای او مرا
  18. شمارهٔ ۱۸ سینهٔ صد چاک مانند قفس داریم ما
  19. شمارهٔ ۱۹ ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا
  20. شمارهٔ ۲۰ برده سیر آهنگی امشب بر فلک داد مرا
  21. شمارهٔ ۲۱ تا گشته است پای خم آرامگاه ما
  22. شمارهٔ ۲۲ گشت از اندیشهٔ آن ترک ستم مشرب ما
  23. شمارهٔ ۲۳ ما راست ای سرآمد لیلی نگاه‌ها
  24. شمارهٔ ۲۴ زهی از بادهٔ شوق تو ساغر کاسهٔ سرها
  25. شمارهٔ ۲۵ فروغ بادهٔ لعلی برافروزد چو رنگش را
  26. شمارهٔ ۲۶ چنین در خاک اگر باشد تپش جسم نزارم را
  27. شمارهٔ ۲۷ می نماید در شب تاریک راه دور را
  28. شمارهٔ ۲۸ هر قدر زور آورد عشقت شکیباییم ما
  29. شمارهٔ ۲۹ دل فرهاد دَرَد ناخن اندیشهٔ ما
  30. شمارهٔ ۳۰ ساخت درد تازه محو از خاطرم آزارها
  31. شمارهٔ ۳۱ بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما
  32. شمارهٔ ۳۲ چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را
  33. شمارهٔ ۳۳ غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را
  34. شمارهٔ ۳۴ نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
  35. شمارهٔ ۳۵ ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
  36. شمارهٔ ۳۶ بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
  37. شمارهٔ ۳۷ گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
  38. شمارهٔ ۳۸ در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
  39. شمارهٔ ۳۹ نصیبی گر ز سوز سینه‌ام می‌بود مجنون را
  40. شمارهٔ ۴۰ می‌تپد دل بس که در هجر گل آن رو مرا
  41. شمارهٔ ۴۱ سوختم در یاد شمع عارض جانانه‌ها
  42. شمارهٔ ۴۲ هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو را
  43. شمارهٔ ۴۳ چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدن‌ها
  44. شمارهٔ ۴۴ از چشم کم مبین به تن ناتوان ما
  45. شمارهٔ ۴۵ ز راحت بیش بینند اهل خواری پایمالی را
  46. شمارهٔ ۴۶ بنگر رخ به آتش می تاب داده را
  47. شمارهٔ ۴۷ چشم بستن شمع‌سان بی‌تاب می‌سازد مرا
  48. شمارهٔ ۴۸ به خون دیدهٔ حسرت سر رشته اند مرا
  49. شمارهٔ ۴۹ ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدن‌ها
  50. شمارهٔ ۵۰ نباشد عقده‌ای در خاطر ار ابنای دنیا را
  51. شمارهٔ ۵۱ ز سوزنامهٔ من سوخت بال و پر کبوتر را
  52. شمارهٔ ۵۲ نشئهٔ می مایهٔ صد درد سر باشد مرا
  53. شمارهٔ ۵۳ زدل بیرون می برد یاد ایام شبابم را
  54. شمارهٔ ۵۴ به خلق خوش معطر ساز باغ آشنایی را
  55. شمارهٔ ۵۵ رنگین کنی زخون جگر گر خیال را
  56. شمارهٔ ۵۶ امشب فزود دل ز طپش جوش دیده را
  57. شمارهٔ ۵۷ گل با سر بازار بسنجد چو چمن را
  58. شمارهٔ ۵۸ که چو سوزن دوختی بر جامه چشم خویش را
  59. شمارهٔ ۵۹ هست تا ترک تعلق کرده سامان مرا
  60. شمارهٔ ۶۰ سرت گردم به گلشن جلوه ده آن روی چون گل را

متن اشعار به نقل از گنجور.