پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲

چه سان بینم به دست غیردامان وصالش را

پریرویی که پروردم به خون دل نهالش را

به جای اشک حسرت خون دل می‌بارد از چشمم

ز مژگان تا به چنگ آورده دامان خیالش را

به چشمِ کم مبین افتادگان عشق را هرگز

که از چرخ برین برتر بود جا، پایمالش را

از این پیمانه، چون پیمانهٔ دل، بوی درد آید

که آورد از مزار عاشقان خاک سفالش را؟

چو عمر رفته دیگر بر سرت هرگز نمی‌آید

مگر در خواب بینی بعد از این جویا خیالش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
  2. شمارهٔ ۳۵ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
  3. شمارهٔ ۳۶بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
  4. شمارهٔ ۳۷گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
  5. شمارهٔ ۳۸در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
  6. شمارهٔ ۳۹نصیبی گر ز سوز سینه‌ام می‌بود مجنون را
  7. شمارهٔ ۴۰می‌تپد دل بس که در هجر گل آن رو مرا
  8. شمارهٔ ۴۱سوختم در یاد شمع عارض جانانه‌ها
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.