پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

بس که در راه طلب ضعف است دامنگیر ما

می‌تواند نقش پا شد حلقهٔ زنجیر ما

ما خراب از رنجش بیجای او گردیده‌ایم

گر بیفشاند غبار از دل، شود تعمیر ما

قدرت ما پنجهٔ خورشید را تابیده است

برق در کار رم است از هیبت شمشیر ما

رنگ رویم را نه تنها قوّت پرواز نیست

ناله هم برخاستن نتواند از زنجیر ما

سرگرانی بی‌سبب آزار جویا می‌کند

اینقدرها رنجش بیجا چرا تقصیر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را
  2. شمارهٔ ۳۴نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
  3. شمارهٔ ۳۵ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
  4. شمارهٔ ۳۶بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
  5. شمارهٔ ۳۷گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
  6. شمارهٔ ۳۸در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
  7. شمارهٔ ۳۹نصیبی گر ز سوز سینه‌ام می‌بود مجنون را
  8. شمارهٔ ۴۰می‌تپد دل بس که در هجر گل آن رو مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.