پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

غمش گرم تپش گه شعله‌آسا می‌کند ما را

گهی بی‌دست و پا چون موج دریا می‌کند ما را

چنان در پردهٔ خاموشی‌ایم از دیده‌ها پنهان

که آواز شکست رنگ پیدا می‌کند ما را

ز هم‌پروازی عنقا نبستم طرفی از عزلت

به گمنامی چو خود مشهور دنیا می‌کند ما را

به راه کعبهٔ شوقت فغان از دل تپیدن‌ها

که مانند جرس هر لحظه رسوا می‌کند ما را

ز خود بیگانه یابم خویش را تا به خودم، جویا!‏

بنازم بی‌خودی‌ها را که از ما می‌کند ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵ضعف کرد آگه از احوالم دلارام مرا
  2. شمارهٔ ۳۶بیا از قید بیدردی دمی آزاد کن ما را
  3. شمارهٔ ۳۷گرچه باشد در بر ما دلبر می نوش ما
  4. شمارهٔ ۳۸در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا
  5. شمارهٔ ۳۹نصیبی گر ز سوز سینه‌ام می‌بود مجنون را
  6. شمارهٔ ۴۰می‌تپد دل بس که در هجر گل آن رو مرا
  7. شمارهٔ ۴۱سوختم در یاد شمع عارض جانانه‌ها
  8. شمارهٔ ۴۲هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.