پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

در عشق دل چو مخزن اسرار شد مرا

آئینه تجلی دیدار شد مرا

از بس نهان ز درد تو در گرد کلفتم

رنگ شکسته رخنهٔ دیوار شد مرا

بر باد پای شوق و برون تاختم ز خویش

پست و بلند مرحله هموار شد مرا

باشد مدام گرم پرافشانی از طپش

دل عندلیب آن گل رخسار شد مرا

تنگیِ دل فزود به کتمان راز عشق

قفل در خزینهٔ اسرار شد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰می‌تپد دل بس که در هجر گل آن رو مرا
  2. شمارهٔ ۴۱سوختم در یاد شمع عارض جانانه‌ها
  3. شمارهٔ ۴۲هوای دشت چون افتاد در سر آن پریرو را
  4. شمارهٔ ۴۳چسان عنقا کند با هوشم آهنگ پریدن‌ها
  5. شمارهٔ ۴۴از چشم کم مبین به تن ناتوان ما
  6. شمارهٔ ۴۵ز راحت بیش بینند اهل خواری پایمالی را
  7. شمارهٔ ۴۶بنگر رخ به آتش می تاب داده را
  8. شمارهٔ ۴۷چشم بستن شمع‌سان بی‌تاب می‌سازد مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.