پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

بنگر رخ به آتش می تاب داده را

حسن صفا به گوهر سیراب داده را

هردم ز آسمان زبون کش رسد شکست

همچون حباب خانه به سیلاب داده را

در سینه ام ز شوخی مژگان شکسته ای

صد دشنه ای به زهر ستم آب داده را

ماند ز نازها که به ابرو کند مدام

چشم تو مست پشت به محراب داده را

جویا به طرز آن غزل بینش است این

‏«ماند دلم سفینه به گرداب داده را»‏

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸به خون دیدهٔ حسرت سر رشته اند مرا
  2. شمارهٔ ۴۹ترا محرومی ارزانی زآغوش تپیدن‌ها
  3. شمارهٔ ۵۰نباشد عقده‌ای در خاطر ار ابنای دنیا را
  4. شمارهٔ ۵۱ز سوزنامهٔ من سوخت بال و پر کبوتر را
  5. شمارهٔ ۵۲نشئهٔ می مایهٔ صد درد سر باشد مرا
  6. شمارهٔ ۵۳زدل بیرون می برد یاد ایام شبابم را
  7. شمارهٔ ۵۴به خلق خوش معطر ساز باغ آشنایی را
  8. شمارهٔ ۵۵رنگین کنی زخون جگر گر خیال را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.