پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

نباشد عقده‌ای در خاطر ار ابنای دنیا را

به سان رشتهٔ گوهر به هم راهیست دل‌ها را

به خال روی رنگی می‌دهم نسبت سویدا را

نهان در گرد کلفت دیده‌ام از بس که دل‌ها را

شوم چون اشکریزان در تمنای گل رویی

سرشکم دامن گلچین کند دامان صحرا را

ز وحشت درتنم هر موج خون باشد رگ برقی

سراغم منصب آوارگی بخشیده عنقا را

زبان نازش از هر جنبش ابرو بفهماند

که اینک با همین شمشیر گیرم ملک دلها را

بود هر مد آهم رشته طول امل جویا

نهان کردم زبس در پرده های دل تمنا را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲نشئهٔ می مایهٔ صد درد سر باشد مرا
  2. شمارهٔ ۵۳زدل بیرون می برد یاد ایام شبابم را
  3. شمارهٔ ۵۴به خلق خوش معطر ساز باغ آشنایی را
  4. شمارهٔ ۵۵رنگین کنی زخون جگر گر خیال را
  5. شمارهٔ ۵۶امشب فزود دل ز طپش جوش دیده را
  6. شمارهٔ ۵۷گل با سر بازار بسنجد چو چمن را
  7. شمارهٔ ۵۸که چو سوزن دوختی بر جامه چشم خویش را
  8. شمارهٔ ۵۹هست تا ترک تعلق کرده سامان مرا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.