پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

نشئهٔ می مایهٔ صد درد سر باشد مرا

دور ساغر بی تو گرداب خطر باشد مرا

سرگردان دارد خمار باده ام از زندگی

آسمان چون کوه بر بالای سر باشد مرا

نیستم مانند بلبل هرزه گرد هر چمن

باغها طاؤس سان از بال و پر باشد مرا

زندگی بی جلوهٔ نازک میانان مشکل است

رشته جان بستهٔ موی کمر باشد مرا

نقش بر آب است اساس هستی من چون حباب

تکیه بر سیلاب اشک چشم تر باشد مرا

گریهٔ بیتاب عشقم خالی از دردی نمی ام

نالهٔ بی طاقت هجرم اثر باشد مرا

طینت پاک است جویا لازم اهل سخن

آب شمشیر زبان آب گهر باشد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴به خلق خوش معطر ساز باغ آشنایی را
  2. شمارهٔ ۵۵رنگین کنی زخون جگر گر خیال را
  3. شمارهٔ ۵۶امشب فزود دل ز طپش جوش دیده را
  4. شمارهٔ ۵۷گل با سر بازار بسنجد چو چمن را
  5. شمارهٔ ۵۸که چو سوزن دوختی بر جامه چشم خویش را
  6. شمارهٔ ۵۹هست تا ترک تعلق کرده سامان مرا
  7. شمارهٔ ۶۰سرت گردم به گلشن جلوه ده آن روی چون گل را
  8. شمارهٔ ۶۱نونهال من چو دید آیینه را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.