پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

هست تا ترک تعلق کرده سامان مرا

پرتو مه شمع کافوری شبستان مرا

چشم آن دارم که گردد بحر رحمت موج زن

در گداز آرد چو خجلت کوه عصیان مرا

غنچه گردید از فشار پنجهٔ غم سینه ام

تنگی دل در قفس دارد بیابان مرا

گر به خاک افتادم از عجزم مباش ایمن که هست

خندهٔ شیران لب زخم نمایان مرا

از صفای سینه ام آئینه ساز جلوه شو

مطلع صبح سعادت کن گریبان مرا

جرأتم در معصیت افزون شد از امید عفو

ابر رحمت سبز دارد کشت عصیان مرا

خرمن عصیان رود جویا به سیلاب فنا

پنجهٔ لطفش بیفشارد چو دامان مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱نونهال من چو دید آیینه را
  2. شمارهٔ ۶۲میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدا
  3. شمارهٔ ۶۳زخلق خوش لقب بیگانه کردی باده نوشان را
  4. شمارهٔ ۶۴غیر رسوایی چه حاصل از بیان ما به ما
  5. شمارهٔ ۶۵فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مرا
  6. شمارهٔ ۶۶تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را
  7. شمارهٔ ۶۷نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را
  8. شمارهٔ ۶۸می کنند احباب بی معنی مکدر سینه را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.