پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

که چو سوزن دوختی بر جامه چشم خویش را

گاه عینک وار بر عمامه چشم خویش را

می نویسم نامه و از فرط شوق دیدنت

بسته ام نرگس صفت بر خامه چشم خویش را

همچو آن عینک که در جزوی فراموشش کنند

کردم از شوقت نهان در نامه چشم خویش را

ترک دنیا کرده ام در عین خواهش های نفس

بسته ام در گرمی هنگامه چشم خویش را

تا به کی مانند داغ لاله خواهی دوختن

از طمع بر سرخ و زرد جامه چشم خویش را

از خیال مهر رویی دیده ام جویا چو شمع

روشنی افزای صد هنگامه چشم خویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰سرت گردم به گلشن جلوه ده آن روی چون گل را
  2. شمارهٔ ۶۱نونهال من چو دید آیینه را
  3. شمارهٔ ۶۲میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدا
  4. شمارهٔ ۶۳زخلق خوش لقب بیگانه کردی باده نوشان را
  5. شمارهٔ ۶۴غیر رسوایی چه حاصل از بیان ما به ما
  6. شمارهٔ ۶۵فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مرا
  7. شمارهٔ ۶۶تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را
  8. شمارهٔ ۶۷نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.