پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

گل با سر بازار بسنجد چو چمن را

بازر به ترازو ننهد خاک وطن را

بر سرو، نسیم سحری برگ گل افشاند

بنگر به گلستان دم طاووس چمن را

ای هم نفسان سیر چمن فرع دماغ است

دور از گل آن رو چه کنم سرو و سمن را

کو دل که کس اندیشهٔ گلگشت نماید

کو دیده که یک ره بتوان دید چمن را

عریان نشوی همچو گهر در همهٔ عمر

از گرد یتیمی کنی ارجامهٔ تن را

جویا بر هر کس نتوان نکته سرا بود

بر خاک میفکن در نایاب سخن را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹هست تا ترک تعلق کرده سامان مرا
  2. شمارهٔ ۶۰سرت گردم به گلشن جلوه ده آن روی چون گل را
  3. شمارهٔ ۶۱نونهال من چو دید آیینه را
  4. شمارهٔ ۶۲میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدا
  5. شمارهٔ ۶۳زخلق خوش لقب بیگانه کردی باده نوشان را
  6. شمارهٔ ۶۴غیر رسوایی چه حاصل از بیان ما به ما
  7. شمارهٔ ۶۵فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مرا
  8. شمارهٔ ۶۶تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.