پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

سرت گردم به گلشن جلوه ده آن روی چون گل را

رگ لبریز خون ناله کن منقار بلبل را

مرا سرپنجهٔ حسن است طاقت آزما امشب

که موج بحر بی تابی کند کوه تحمل را

مبادا حالی او گردد و بیگانگی آرد

نگاه شوخش از حد می برد با ما تغافل را

تجرد پیشگان مستغنی اند از دولت دنیا

گهر ریگ تا دریا بود بحر توکل را

ز صرصر پنجه زردار گل بر خاک می افتد

بپیچد باددستی‌های ما دست تمول را

تهی دارند پیران خمیده غور کن یک ره

که جا پیوسته جویا بر سر دریا بود پل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدا
  2. شمارهٔ ۶۳زخلق خوش لقب بیگانه کردی باده نوشان را
  3. شمارهٔ ۶۴غیر رسوایی چه حاصل از بیان ما به ما
  4. شمارهٔ ۶۵فلک به هرزه کمر بسته است جنگ مرا
  5. شمارهٔ ۶۶تهی کردم زاشک و آه امشب سینهٔ خود را
  6. شمارهٔ ۶۷نیست حاجت خط مشکین عارض جانانه را
  7. شمارهٔ ۶۸می کنند احباب بی معنی مکدر سینه را
  8. شمارهٔ ۶۹کاری نیاید از خرد ذوفنون ما
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.