پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

زدل بیرون می برد یاد ایام شبابم را

عمارت می کند پیمانه ای حال خرابم را

زبان رمز می فهمی مشو غافل زمکتوبم

به خود پیچیدن او می نماید پیچ و تابم را

به یک لبخند قانع نیست دل، ساقی سرت گردم

تبسم بیشتر کن، شورتر گردان کبابم را

شب هجران دلم را می گزد پیمانه پیمایی

زبان مار سازد دوریت موج شرابم را

دلم افلاک را از هر طپش در لرزه اندازد

به چشم کم نشاید دید جویا اضطرابم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵رنگین کنی زخون جگر گر خیال را
  2. شمارهٔ ۵۶امشب فزود دل ز طپش جوش دیده را
  3. شمارهٔ ۵۷گل با سر بازار بسنجد چو چمن را
  4. شمارهٔ ۵۸که چو سوزن دوختی بر جامه چشم خویش را
  5. شمارهٔ ۵۹هست تا ترک تعلق کرده سامان مرا
  6. شمارهٔ ۶۰سرت گردم به گلشن جلوه ده آن روی چون گل را
  7. شمارهٔ ۶۱نونهال من چو دید آیینه را
  8. شمارهٔ ۶۲میانش نیست از جوش نزاکت در نظر پیدا
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.